اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سویه روشنیه فردا
منو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا..
لحظه هایه بی تو بودن میگذره اما به سختی...........
می توان به ریش دریا چه خندید
وقتی عاشقانه ها را در جویبار می ریزند
و چه تفره ای می توان رفت
وقتی عاشقان کنار جوب
خیره نمی توانند شد
بر انعکاس ماه درشب!!!

کسی منتظر توست
کسی دلتنگ توست
رفته ای وجای خالیت
همیشه روبروی تنهایی من است..
پر از تنهایی وتاریکی و بیداد
به دادم رس
مرا آزاد کن
ویرانه ام آباد کن
گرما بده این زمهریرم را..

** **
انکه در حوصله اش حداقل راه فرار است، منم
که به صیاد دل اینگونه شکار است،منم
من واین خرمی دل هیهات!
دل نفرین شده بر تلخی ایام دچار است، منم
هر کس از ناز و تنعم به کسی می نازد
آنکه بر بخت بد خویش هوار است،منم
دل پیاده پی پرواز قناریها بود
به خیالش بر توسن طیار سوار است ،منم۰۰۰۰
*************
این حقیقت است ....
غروب
همیشه واسه من
نشونی از تو بوده........
از قلب پاییزی
حتی برگ آخر....

هر روز که از خواب پا میشیم
نقاب به چهره می زنیم....

گر تو آن گم کرده ام باشی..